مناسک در سينماي ايران
از پوسته تا مغز
مهرزاد دانش
مناسک جمع منسک است که از ريشه نسک مي آيد، به معناي رياضت کشيدن، ترک دنياگفتن، پارسايي وعبادت، اين واژه اصطلاحاً به آيين ها، مراسم وشعائر خاصي اطلاق مي شود که در ارتباط با عبادت خداوند است. عموم اين عبادات در تقسيم بندي که در فروع دين آمده است، به چشم مي خورد. فروع دين اسلام ده عدد است ومناسک هريک از فرعيات ده گانه در بطن واحکام هريک به تفضيل ذکر شده است. مثلا مناسک مربوط به نماز(اولين فروع از فروع دين) در اصطلاحاتي از قبيل وضو، مسجد، اذان، آداب طهارت و... قابل جست وجو است و يا مثلا ذيل واژه تولي (نهمين فرع از فروع دين) مي توان سراغ اززيارت ويا سوگواري براي امامان شيعه گرفت. بنابراين مناسک ديني و مذهبي در فرهنگ ما ازتنوع فراواني برخوردار است و درميان اعضاي جامعه اين محور به صورت ادواري وروزانه در حال تکرار است. اما جايگاه اين مناسک در سينماي ايران چيست؟
به نظر مي رسد در قياس با آن چه در سينماي خارج وجود دارد، سهم بازتاب مناسک در سينماي ما بسيار ناچيز باشد. در آثار خارجي، همان سان که در سرمقاله شماره 39فيلم نگار آمده بود، مناسک مربوط به مسيحيت به وفور به چشم مي خورد وشعائري از قبيل صليب، کليسا، دعاي قبل از تناول غذا، مراسم خاص تدفين، انجيل ، راهيان ديني (زن ومرد)، شام آخر، تثليث، اسامي مذهبي مندرج در کتاب مقدس و... همانند مايه هاي تکرار شونده در اين آثار حضوري زنده وپويا دارند. فيلم سازان، چه آنها که مذهبي اند وچه آنها که غير مذهبي وحتي آنها که ضد مذهب هستند، ازاين مؤلفه ها در آثار خود فراوان بهره مي گيرند و مسئله گاه چنان رايج ووافر مي شود که گويي همچون يک اثر عمل روتين وروزانه وعادي با آن برخورد مي شود؛ بي آن که ذره اي ذوق زننده باشد و يا بوي رياکاري وتظاهر از درونش به مشام برسد. يک فيلم ساز حرفه اي مي تواند از فهرست مناسک موجود در فيلم هاي خارجي چندين جلد کتاب فراهم آورد، بي آن که متوسل به اغراق شود. و اين نشان مي دهد که برخلاف ذهنيت بسياري از ما، جامعه غرب، دست کم در حيطه اعتبار محوري نسبت به مناسک مذهبي نه تنها لاقيد نيست که بسيار هم نسبت به آن اهميت قائل است وسينما به عنوان آينه اي در مقابل جامعه به خوبي اين روند مذهبي را منعکس مي کند. اين در حالي است که در جامعه مذهبي ما، با وجود تمهيدات تبليغاتي که اخيرا روي طرح برخي از مناسک (مثل حفظ قرآن، اعتکاف ويا روضه خواني ومداحي براي اهل بيت) انجام مي گيرد ويا حتي در سطح سينمايي برنامه هاي تشويقي براي ترسيم اين مناسک درسينما طراحي مي شود(مثل جشنواره بزرگداشت نماز)، نسبت اهميت به طرح اين مناسک، بسيارکمتر از جامعه سکولارغرب است. علت اين مسئله به نظرمي رسد قبل ازآن که درمناسبات سينمايي جامعه مان قابل جست و جوباشد، ريشه در ساختار اجتماعي/ فرهنگي /سياسي وضعيت معاصرمان دارد. انجام فعاليت هاي مذهبي در جامعه اي که تحت يک حکومت مذهبي به سر مي برد، در وهله نخست به نظر مي رسدخيلي ساده ومثبت باشد، بنابراين طرح آن در سينما نيز خيلي عادي تلقي مي شود، ولي درعمق قضيه، پيچيده تر از اين مي نمايد.
در چنين جامعه اي، با توجه به برخي مزايا ومواهب دنيايي که نسبت به انجام شعائر ديني تعلق مي گيرد، کار براي دين محوران بسيار دشوار است، چرا که آفت تظاهر و رياکاري ودين ابزاري، سخت در کمين نشسته است وازسويي ديگر انجام اعمال مذهبي در اين جامعه، دربرخي موارد قبل از آن که نمود عبوديت ديگر به جاي تعبير مذهبي، از آن برداشت سياسي به عمل آيد. بنابراين لازم است تا آسيب شناسي مناسک درون جامعه نظير جامعه ما به صورت جدي فراهم آيد تا نسبت به راهکارهاي آن بررسي ثمربخش انجام گيرد که البته اين بحث خارج از ظرفيت وهدف اين يادداشت است ومجالي ديگر مي طلبد.
سينماي ايران با اين حال، اگر چه نه به اندازه سينماي غرب، در حدي نسبت به بازتاب مناسک ديني قابل بررسي است. درسال هاي قبل از انقلاب اسلامي، با اين که حکومت تلاش جدي براي پياده سازي احکام وشعائر ديني به خرج نمي داد، اما ردپاهايي ازاين مناسک در فيلم هامشهود بود. البته حضور اين مناسک به معناي عميق مذهبي اش کمتر به کارگرفته مي شد وبيشتردر مناسبت با کارکردهايي ديگر بود. به طور کلي سه رويکرد از بطن نمايش مناسک ديني در فيلم هاي سينمايي قبل از انقلاب قابل استخراج است؛ نخست برداشت از اين مناسک به عنوان يک آيين سنتي و نه عميقا مذهبي مثل عمل سوگند ياد کردن به قرآن در فيلم سلطان قلب ها(محمد علي فردين) يا به زيارت امام معصوم رفتن در قيصر(مسعود کيميايي) ويا راز ونياز مادر در حرم يکي از امامزاده ها در فيلم درامتداد شب (پرويز صياد) ويا نماز خواندن در وسط شهر نيويورک در فيلم يک اصفهاني در نيويورک (ماشاءالله ناظريان). آنسان که اين مناسک ديني در کنار ده هاعمل غير ديني وضدديني صورت مي گيرد وهمين نشان مي دهد که قبل از آن که ماهيت مذهبي اين مناسک مدنظر باشد، سنتي بودن ودرنهايت ايراني بودن آنها منظور است. رويکرد دوم ثبت يک سري فعاليت هاي ديني است مثل خانه خدا (جلال مقدم) که اين نيز بنا به مستند وگزارشي بودن فيلم ها چندان قابل درج درحيطه سينماي داستاني نيست ورويکرد سوم از مناسک ديني نيزصرفاً جهت يک شاخصه به عنوان معرفي آدم هاي مذهبي ونه بيشتر بهره مي گيرند. نماز خواندن قهرمانان مذکور دو فيلم شوهرآهو خانم (داود ملاپور) وقيامت عشق (هوشنگ حسامي) نمونه هايي از اين جريان اند وباکمي تساهل مي توان نماز خواندن شخصيت زن درشب زفاف را در فيلم زن باکره (زکريا هاشمي) به همين مجموعه اضافه کرد.
اما اين وضعيت ساده، در دوران پس از انقلاب تغيير کرد. ماهيت مذهبي انقلاب وحکومت برآمده از ايدئولوژي آن، نگاه به فلسفه مناسک را نيز عوض کرد ونه تنها در افزايش کميت نمايش اين شعائر ديني تأثير داشت که در برداشت هانيز رويه هاي ديگر را شکل بخشيد. بسياري از فيلم سازان فرصت طلب ، پياله و کاباره ومستي وفحشا را با نمادهايي از قبيل تسبيح وريش ومسجد ونمازعوض کردند؛بي آن که در محتواي فکري وهنري کار خود تجديد نظر کنند و به عبارت ديگر مناسک مذهبي بهانه وابزاري بيش نبود براي رسميت دادن به ابتذال دامنه دار آثارشان. اما در کنار اين روند جرقه هايي نيز وجود داشت که از به کارگيري مناسک ديني، هدف ديگري را دنبال مي کرد که هم سنخ با ماهيت ومحتواي خود اين مناسک بود.
آيين هايي از قبيل نماز، سوگواري، دعا، زيارت کردن مرقد بزرگان دين، حضور در مسجد، قرائت قرآن، قرباني کردن، حج، سفره انداختن، اذان گفتن و... ازجمله مناسک شاخص انعکاس يافته در طي دوران پس از انقلاب اسلامي در سينماست که البته عنصر نماز در اين بين بسيار پررنگ تر است، کما اين که اين عبادت در ميان مناسک ديني مسلمانان نيز وجوه ملموس تري نسبت به بقيه دارد. جالب اينجاست که در کنار مناسک اسلامي، عنايت به شعائر ديني مسيحيان نيز در چند اثر به چشم مي خورد، که از آن جمله پرستار شب (محمد علي نجفي)، صليب طلايي (عبدالله باکيده) وديدار(محمد رضا هنرمند) را مي توان برشمرد.
در ادامه، به تفکيک هر يک از مناسک فوق الذکر، نگاهي اجمالي به نمونه فيلم هاي مرتبط با آنها افکنده مي شود.
در فيلمنامه شوکران (بهروز افخمي) ازنماز با صورتي ديگر ياد مي شود. مرد متأهل فيلم که قصد دارد بازني ديگر ارتباط داشته باشد، در همان جلسه نخست روي عقايد ديني خود پافشاري مي کند واز نماز مثال مي آورد که روزي 17رکعت مي خواند. اما همين مردکه درطول فيلم به تدريج خوي حيواني خود را آشکار مي کند، اين زن را در موقعيتي بغرنج ترک مي گويد؛در حالي که اينک زن علاقه مندشده است تا نماز را از او بياموزد. درواقع نماز در اين فيلمنامه، سنجه اي است براي ارزيابي صداقت ويا تظاهر آدم ها در خصوص ميزان ايمان مذهبيشان. درآثاري از قبيل سفير(فريبرز صالح)، عاشق مترسک (مهدي نوربخش)، عروس (بهروز افخمي) ويک تکه نان (کمال تبريزي)، نماز به عنوان يک شاخصه است جهت نشان دادن يک آدم مذهبي و نه بيشتر، اگر چه در عاشق مترسک تفاوت مذهبي دو آدمي اصلي فيلم، که يکي سني است وديگري شيعه، نيز مدنظر بوده است (يکي دست به سينه نماز مي خواند وديگري با دستان افتاده) ودر يک تکه نان نيز، که نماز توام با تجليات طبيعت در جنگل خوانده مي شود وجهه اي عرفاني ازاين عبادت به دست مي دهد. در فيلمنامه آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي کيا) نماز صورتي ايدئولوژيک به خود مي گيرد؛ آنجا که حاج کاظم ودستيار مامور اطلاعاتي به اتفاق به نماز مي ايستند تا در مقابل شخصيت سلحشور جبهه عقيدتي خود را نمايش دهند. اما برعکس در آثاري از قبيل هامون (داريوش مهرجويي) وفرش باد(کمال تبريزي) نماز تبديل به فرايندي سنتي/ايراني مي شود. هامون در ديدار با مادربزرگ به ياد کودکي اش مي افتد که در حال يادگيري نماز وسوره توحيد بوده است وحسي نوستالوژيک از اين جريان برايش حاصل مي شود ودر فرش بادنيز حضور مرد ژاپني در مراسم نماز جمعه، بهانه اي است براي نمايش اين آيين سنتي/مذهبي در ايران. در بايکوت (محسن مخملباف) نيز نماز وجهه ايدئولوژيک دارد؛ آنجا که شخصيت اصلي فيلم-که کمونيست است-با عصبانيت مهر نماز همسرش را به درون استخر پرت مي کندتا مخالفت خود را با آيين هاي مذهبي نشان دهد. در سارا (داريوش مهرجويي) نماز به عنوان ابزاري براي حل مشکلات قهرمان قصه در نظر گرفته مي شود(دعاهاي سارا هنگام نماز) ولي همين ايده در فيلم از کرخه تاراين (ابراهيم حاتمي کيا) تبديل به يک موقعيت سازي مي شود. جانباز شيميايي در حال نماز خواندن است، در حالي که خواهر زاده آلماني اش دور او را با ريل ترن اسباب بازي اش محصورکرده است ودر همين صحنه است که مرد در مي يابد مبتلا به سرطان شده است. درمارمولک (کمال تبريزي)نيز نماز يک جور موقعيت است براي نشان دادن عمق ناآشنايي شخصيت اصلي داستان با شعائر ديني ونتيجه گيري طنز آلود ازاين مطلب.
محسن مخملباف در دو فيلم توبه نصوح ودو چشم بي سوکارکردهاي اجتماعي مسجد را که در بسيج نيروها جهت اعزام به جبهه ويا مقابله با فسادهاي اجتماعي نمود يافته است، نشان مي دهد. اما همين فيلم ساز درفيلم دستفروش، از مسجد موقعيتي مي سازد جهت نشان دادن حضور آدم هاي به ظاهر مذهبي که بيشتر به ثروت اندوزي مي انديشند تا عبادت خدا، مانند آن دونمازگزار که پس از اقامه نماز به معامله پسته مشغول اندويا گدايي که از کودکان نوزاد براي جلب ترحم عابران استفاده مي کند. در شهر زيبا (اصغر فرهادي) مسجد محلي است براي ارتباط سازي مرد منزوي قصه با ساير آدم هاي محله که باز کار کردي اجتماعي را دنبال مي کند، به ويژه با عنايت به کوشش پيش نماز مسجد جهت رفع مشکل شخصيت هاي داستان در وصل نيکان (ابراهيم حاتمي کيا) که موشک با کمک اهالي مسجداز محله به خارج از موقعيت خطر حمل مي شود، باز نگاهي مثبت به کارکرد اجتماعي مسجد انداخته شده است، موقعيتي که در فيلمنامه بچه هاي آسمان (مجيد مجيدي) نيز با حضور پسر وپدرداستان در مسجد محله و پخش قند بين نمازگزاران آميخته به يک شاخصه فرديت سازي نيز مي شود، نکته اي که در پسر مريم (حميد جبلي) نيز به چشم مي خورد.
مي خورد و... خود را نشان مي دهد. اما دردخيل (داريوش مهرجويي) اين فريضه بيشتر مايه هاي عاشقانه به خود مي گيرد ومبدل به مايه اي براي فداکاري پسر جهت مداواي دختر مورد علاقه اش مي شود.
ده نوع رفتار ديني که در بالا برشمرده شد، تنها مناسکي نيست که در سينماي ايران مورد عنايت قرار گرفته شده است وفيلم هاي مرتبط با مناسک ديني نيز منحصر به آثار ياد شده نيستند. آن چه آمده، تنها نمونه اي بود براي آن که بازتاب مناسک ديني در سينماي ايران به صورت کلي مورد بازخواني قرار بگيرند. اين مرور نشان مي دهد که جاي خالي مناسک ديني در اين عرصه تا چه ميزان گسترده است وتعابير بسيار ديگري از مناسک مذهبي وجود دارد که مي تواند در آينه سينما ثبت شود، ضمن آن که شعائر فراواني هنوز وجود دارد که بدان پرداخته نشده است. اما همچنان که در آغاز آمد، مسير ياد شده آکنده از آفت ها وآسيب هايي است که لزوما هر باري را سالم به مقصد نمي رساند. براي رسيدن به مقصود، آسيب شناسي مناسک ديني اولين تمهيدي است که لازم است مورد بررسي قرار گيردوچه بسا بدون آن، تشويق براي مناسک محوري جز به ريا وفرصت طلبي منتهي نشود. مناسک، به مثابه پوسته اي است که از گوهر دين محافظت مي کند واگر قرار باشد در سينما صرفاً به پوسته بدون مغز نظر افکنده شود، حاصل کار يا نوعي قشري نگري خواهد بود و يا جوري تظاهر سازي، سينما به مثابه يک هنر، اين قابليت را دارد که در عين طرح لايه وپوسته دين، به جوهر آن نفوذ کند واين غايت سينمايي معطوف به مناسک ديني است.
منبع: فيلم نگار شماره ي40
مهرزاد دانش
مناسک جمع منسک است که از ريشه نسک مي آيد، به معناي رياضت کشيدن، ترک دنياگفتن، پارسايي وعبادت، اين واژه اصطلاحاً به آيين ها، مراسم وشعائر خاصي اطلاق مي شود که در ارتباط با عبادت خداوند است. عموم اين عبادات در تقسيم بندي که در فروع دين آمده است، به چشم مي خورد. فروع دين اسلام ده عدد است ومناسک هريک از فرعيات ده گانه در بطن واحکام هريک به تفضيل ذکر شده است. مثلا مناسک مربوط به نماز(اولين فروع از فروع دين) در اصطلاحاتي از قبيل وضو، مسجد، اذان، آداب طهارت و... قابل جست وجو است و يا مثلا ذيل واژه تولي (نهمين فرع از فروع دين) مي توان سراغ اززيارت ويا سوگواري براي امامان شيعه گرفت. بنابراين مناسک ديني و مذهبي در فرهنگ ما ازتنوع فراواني برخوردار است و درميان اعضاي جامعه اين محور به صورت ادواري وروزانه در حال تکرار است. اما جايگاه اين مناسک در سينماي ايران چيست؟
به نظر مي رسد در قياس با آن چه در سينماي خارج وجود دارد، سهم بازتاب مناسک در سينماي ما بسيار ناچيز باشد. در آثار خارجي، همان سان که در سرمقاله شماره 39فيلم نگار آمده بود، مناسک مربوط به مسيحيت به وفور به چشم مي خورد وشعائري از قبيل صليب، کليسا، دعاي قبل از تناول غذا، مراسم خاص تدفين، انجيل ، راهيان ديني (زن ومرد)، شام آخر، تثليث، اسامي مذهبي مندرج در کتاب مقدس و... همانند مايه هاي تکرار شونده در اين آثار حضوري زنده وپويا دارند. فيلم سازان، چه آنها که مذهبي اند وچه آنها که غير مذهبي وحتي آنها که ضد مذهب هستند، ازاين مؤلفه ها در آثار خود فراوان بهره مي گيرند و مسئله گاه چنان رايج ووافر مي شود که گويي همچون يک اثر عمل روتين وروزانه وعادي با آن برخورد مي شود؛ بي آن که ذره اي ذوق زننده باشد و يا بوي رياکاري وتظاهر از درونش به مشام برسد. يک فيلم ساز حرفه اي مي تواند از فهرست مناسک موجود در فيلم هاي خارجي چندين جلد کتاب فراهم آورد، بي آن که متوسل به اغراق شود. و اين نشان مي دهد که برخلاف ذهنيت بسياري از ما، جامعه غرب، دست کم در حيطه اعتبار محوري نسبت به مناسک مذهبي نه تنها لاقيد نيست که بسيار هم نسبت به آن اهميت قائل است وسينما به عنوان آينه اي در مقابل جامعه به خوبي اين روند مذهبي را منعکس مي کند. اين در حالي است که در جامعه مذهبي ما، با وجود تمهيدات تبليغاتي که اخيرا روي طرح برخي از مناسک (مثل حفظ قرآن، اعتکاف ويا روضه خواني ومداحي براي اهل بيت) انجام مي گيرد ويا حتي در سطح سينمايي برنامه هاي تشويقي براي ترسيم اين مناسک درسينما طراحي مي شود(مثل جشنواره بزرگداشت نماز)، نسبت اهميت به طرح اين مناسک، بسيارکمتر از جامعه سکولارغرب است. علت اين مسئله به نظرمي رسد قبل ازآن که درمناسبات سينمايي جامعه مان قابل جست و جوباشد، ريشه در ساختار اجتماعي/ فرهنگي /سياسي وضعيت معاصرمان دارد. انجام فعاليت هاي مذهبي در جامعه اي که تحت يک حکومت مذهبي به سر مي برد، در وهله نخست به نظر مي رسدخيلي ساده ومثبت باشد، بنابراين طرح آن در سينما نيز خيلي عادي تلقي مي شود، ولي درعمق قضيه، پيچيده تر از اين مي نمايد.
در چنين جامعه اي، با توجه به برخي مزايا ومواهب دنيايي که نسبت به انجام شعائر ديني تعلق مي گيرد، کار براي دين محوران بسيار دشوار است، چرا که آفت تظاهر و رياکاري ودين ابزاري، سخت در کمين نشسته است وازسويي ديگر انجام اعمال مذهبي در اين جامعه، دربرخي موارد قبل از آن که نمود عبوديت ديگر به جاي تعبير مذهبي، از آن برداشت سياسي به عمل آيد. بنابراين لازم است تا آسيب شناسي مناسک درون جامعه نظير جامعه ما به صورت جدي فراهم آيد تا نسبت به راهکارهاي آن بررسي ثمربخش انجام گيرد که البته اين بحث خارج از ظرفيت وهدف اين يادداشت است ومجالي ديگر مي طلبد.
سينماي ايران با اين حال، اگر چه نه به اندازه سينماي غرب، در حدي نسبت به بازتاب مناسک ديني قابل بررسي است. درسال هاي قبل از انقلاب اسلامي، با اين که حکومت تلاش جدي براي پياده سازي احکام وشعائر ديني به خرج نمي داد، اما ردپاهايي ازاين مناسک در فيلم هامشهود بود. البته حضور اين مناسک به معناي عميق مذهبي اش کمتر به کارگرفته مي شد وبيشتردر مناسبت با کارکردهايي ديگر بود. به طور کلي سه رويکرد از بطن نمايش مناسک ديني در فيلم هاي سينمايي قبل از انقلاب قابل استخراج است؛ نخست برداشت از اين مناسک به عنوان يک آيين سنتي و نه عميقا مذهبي مثل عمل سوگند ياد کردن به قرآن در فيلم سلطان قلب ها(محمد علي فردين) يا به زيارت امام معصوم رفتن در قيصر(مسعود کيميايي) ويا راز ونياز مادر در حرم يکي از امامزاده ها در فيلم درامتداد شب (پرويز صياد) ويا نماز خواندن در وسط شهر نيويورک در فيلم يک اصفهاني در نيويورک (ماشاءالله ناظريان). آنسان که اين مناسک ديني در کنار ده هاعمل غير ديني وضدديني صورت مي گيرد وهمين نشان مي دهد که قبل از آن که ماهيت مذهبي اين مناسک مدنظر باشد، سنتي بودن ودرنهايت ايراني بودن آنها منظور است. رويکرد دوم ثبت يک سري فعاليت هاي ديني است مثل خانه خدا (جلال مقدم) که اين نيز بنا به مستند وگزارشي بودن فيلم ها چندان قابل درج درحيطه سينماي داستاني نيست ورويکرد سوم از مناسک ديني نيزصرفاً جهت يک شاخصه به عنوان معرفي آدم هاي مذهبي ونه بيشتر بهره مي گيرند. نماز خواندن قهرمانان مذکور دو فيلم شوهرآهو خانم (داود ملاپور) وقيامت عشق (هوشنگ حسامي) نمونه هايي از اين جريان اند وباکمي تساهل مي توان نماز خواندن شخصيت زن درشب زفاف را در فيلم زن باکره (زکريا هاشمي) به همين مجموعه اضافه کرد.
اما اين وضعيت ساده، در دوران پس از انقلاب تغيير کرد. ماهيت مذهبي انقلاب وحکومت برآمده از ايدئولوژي آن، نگاه به فلسفه مناسک را نيز عوض کرد ونه تنها در افزايش کميت نمايش اين شعائر ديني تأثير داشت که در برداشت هانيز رويه هاي ديگر را شکل بخشيد. بسياري از فيلم سازان فرصت طلب ، پياله و کاباره ومستي وفحشا را با نمادهايي از قبيل تسبيح وريش ومسجد ونمازعوض کردند؛بي آن که در محتواي فکري وهنري کار خود تجديد نظر کنند و به عبارت ديگر مناسک مذهبي بهانه وابزاري بيش نبود براي رسميت دادن به ابتذال دامنه دار آثارشان. اما در کنار اين روند جرقه هايي نيز وجود داشت که از به کارگيري مناسک ديني، هدف ديگري را دنبال مي کرد که هم سنخ با ماهيت ومحتواي خود اين مناسک بود.
آيين هايي از قبيل نماز، سوگواري، دعا، زيارت کردن مرقد بزرگان دين، حضور در مسجد، قرائت قرآن، قرباني کردن، حج، سفره انداختن، اذان گفتن و... ازجمله مناسک شاخص انعکاس يافته در طي دوران پس از انقلاب اسلامي در سينماست که البته عنصر نماز در اين بين بسيار پررنگ تر است، کما اين که اين عبادت در ميان مناسک ديني مسلمانان نيز وجوه ملموس تري نسبت به بقيه دارد. جالب اينجاست که در کنار مناسک اسلامي، عنايت به شعائر ديني مسيحيان نيز در چند اثر به چشم مي خورد، که از آن جمله پرستار شب (محمد علي نجفي)، صليب طلايي (عبدالله باکيده) وديدار(محمد رضا هنرمند) را مي توان برشمرد.
در ادامه، به تفکيک هر يک از مناسک فوق الذکر، نگاهي اجمالي به نمونه فيلم هاي مرتبط با آنها افکنده مي شود.
1. نماز
در فيلمنامه شوکران (بهروز افخمي) ازنماز با صورتي ديگر ياد مي شود. مرد متأهل فيلم که قصد دارد بازني ديگر ارتباط داشته باشد، در همان جلسه نخست روي عقايد ديني خود پافشاري مي کند واز نماز مثال مي آورد که روزي 17رکعت مي خواند. اما همين مردکه درطول فيلم به تدريج خوي حيواني خود را آشکار مي کند، اين زن را در موقعيتي بغرنج ترک مي گويد؛در حالي که اينک زن علاقه مندشده است تا نماز را از او بياموزد. درواقع نماز در اين فيلمنامه، سنجه اي است براي ارزيابي صداقت ويا تظاهر آدم ها در خصوص ميزان ايمان مذهبيشان. درآثاري از قبيل سفير(فريبرز صالح)، عاشق مترسک (مهدي نوربخش)، عروس (بهروز افخمي) ويک تکه نان (کمال تبريزي)، نماز به عنوان يک شاخصه است جهت نشان دادن يک آدم مذهبي و نه بيشتر، اگر چه در عاشق مترسک تفاوت مذهبي دو آدمي اصلي فيلم، که يکي سني است وديگري شيعه، نيز مدنظر بوده است (يکي دست به سينه نماز مي خواند وديگري با دستان افتاده) ودر يک تکه نان نيز، که نماز توام با تجليات طبيعت در جنگل خوانده مي شود وجهه اي عرفاني ازاين عبادت به دست مي دهد. در فيلمنامه آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي کيا) نماز صورتي ايدئولوژيک به خود مي گيرد؛ آنجا که حاج کاظم ودستيار مامور اطلاعاتي به اتفاق به نماز مي ايستند تا در مقابل شخصيت سلحشور جبهه عقيدتي خود را نمايش دهند. اما برعکس در آثاري از قبيل هامون (داريوش مهرجويي) وفرش باد(کمال تبريزي) نماز تبديل به فرايندي سنتي/ايراني مي شود. هامون در ديدار با مادربزرگ به ياد کودکي اش مي افتد که در حال يادگيري نماز وسوره توحيد بوده است وحسي نوستالوژيک از اين جريان برايش حاصل مي شود ودر فرش بادنيز حضور مرد ژاپني در مراسم نماز جمعه، بهانه اي است براي نمايش اين آيين سنتي/مذهبي در ايران. در بايکوت (محسن مخملباف) نيز نماز وجهه ايدئولوژيک دارد؛ آنجا که شخصيت اصلي فيلم-که کمونيست است-با عصبانيت مهر نماز همسرش را به درون استخر پرت مي کندتا مخالفت خود را با آيين هاي مذهبي نشان دهد. در سارا (داريوش مهرجويي) نماز به عنوان ابزاري براي حل مشکلات قهرمان قصه در نظر گرفته مي شود(دعاهاي سارا هنگام نماز) ولي همين ايده در فيلم از کرخه تاراين (ابراهيم حاتمي کيا) تبديل به يک موقعيت سازي مي شود. جانباز شيميايي در حال نماز خواندن است، در حالي که خواهر زاده آلماني اش دور او را با ريل ترن اسباب بازي اش محصورکرده است ودر همين صحنه است که مرد در مي يابد مبتلا به سرطان شده است. درمارمولک (کمال تبريزي)نيز نماز يک جور موقعيت است براي نشان دادن عمق ناآشنايي شخصيت اصلي داستان با شعائر ديني ونتيجه گيري طنز آلود ازاين مطلب.
2. زيارت اماکن متبرکه
3. حضور در مسجد
محسن مخملباف در دو فيلم توبه نصوح ودو چشم بي سوکارکردهاي اجتماعي مسجد را که در بسيج نيروها جهت اعزام به جبهه ويا مقابله با فسادهاي اجتماعي نمود يافته است، نشان مي دهد. اما همين فيلم ساز درفيلم دستفروش، از مسجد موقعيتي مي سازد جهت نشان دادن حضور آدم هاي به ظاهر مذهبي که بيشتر به ثروت اندوزي مي انديشند تا عبادت خدا، مانند آن دونمازگزار که پس از اقامه نماز به معامله پسته مشغول اندويا گدايي که از کودکان نوزاد براي جلب ترحم عابران استفاده مي کند. در شهر زيبا (اصغر فرهادي) مسجد محلي است براي ارتباط سازي مرد منزوي قصه با ساير آدم هاي محله که باز کار کردي اجتماعي را دنبال مي کند، به ويژه با عنايت به کوشش پيش نماز مسجد جهت رفع مشکل شخصيت هاي داستان در وصل نيکان (ابراهيم حاتمي کيا) که موشک با کمک اهالي مسجداز محله به خارج از موقعيت خطر حمل مي شود، باز نگاهي مثبت به کارکرد اجتماعي مسجد انداخته شده است، موقعيتي که در فيلمنامه بچه هاي آسمان (مجيد مجيدي) نيز با حضور پسر وپدرداستان در مسجد محله و پخش قند بين نمازگزاران آميخته به يک شاخصه فرديت سازي نيز مي شود، نکته اي که در پسر مريم (حميد جبلي) نيز به چشم مي خورد.
4. اذان
5. دعا
6. سوگواري مذهبي
7. حج
8. قرباني کردن
مي خورد و... خود را نشان مي دهد. اما دردخيل (داريوش مهرجويي) اين فريضه بيشتر مايه هاي عاشقانه به خود مي گيرد ومبدل به مايه اي براي فداکاري پسر جهت مداواي دختر مورد علاقه اش مي شود.
9. قرائت قرآن
10. بر پايي سفره ها نذر و...
ده نوع رفتار ديني که در بالا برشمرده شد، تنها مناسکي نيست که در سينماي ايران مورد عنايت قرار گرفته شده است وفيلم هاي مرتبط با مناسک ديني نيز منحصر به آثار ياد شده نيستند. آن چه آمده، تنها نمونه اي بود براي آن که بازتاب مناسک ديني در سينماي ايران به صورت کلي مورد بازخواني قرار بگيرند. اين مرور نشان مي دهد که جاي خالي مناسک ديني در اين عرصه تا چه ميزان گسترده است وتعابير بسيار ديگري از مناسک مذهبي وجود دارد که مي تواند در آينه سينما ثبت شود، ضمن آن که شعائر فراواني هنوز وجود دارد که بدان پرداخته نشده است. اما همچنان که در آغاز آمد، مسير ياد شده آکنده از آفت ها وآسيب هايي است که لزوما هر باري را سالم به مقصد نمي رساند. براي رسيدن به مقصود، آسيب شناسي مناسک ديني اولين تمهيدي است که لازم است مورد بررسي قرار گيردوچه بسا بدون آن، تشويق براي مناسک محوري جز به ريا وفرصت طلبي منتهي نشود. مناسک، به مثابه پوسته اي است که از گوهر دين محافظت مي کند واگر قرار باشد در سينما صرفاً به پوسته بدون مغز نظر افکنده شود، حاصل کار يا نوعي قشري نگري خواهد بود و يا جوري تظاهر سازي، سينما به مثابه يک هنر، اين قابليت را دارد که در عين طرح لايه وپوسته دين، به جوهر آن نفوذ کند واين غايت سينمايي معطوف به مناسک ديني است.
منبع: فيلم نگار شماره ي40
/ج